خانه / داستانهای مدیریتی / براي اين يكی اوضاع فرق می كند

براي اين يكی اوضاع فرق می كند

(No Ratings Yet)
Loading...

دریا

 

مردي در کنار ساحل دورافتاده‌اي قدم مي‌زد. مردي را در فاصله دور مي‌بيند که مداوم خم مي‌شود و چيزي را از روي زمين بر مي‌دارد و توي اقيانوس پرت مي‌کند. نزديکتر مي‌شود، مي‌بيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل مي‌افتد در آب مي‌اندازد.

–  صبح بخير رفيق، خيلي دلم مي‌خواهد بدانم چه مي‌کني؟

– اين صدفها را در داخل اقيانوس مي‌اندازم. الآن موقع مد درياست و اين صدف‌ها را به ساحل دريا آورده و اگر آنها را توي آب نيندازم از کمبود اکسيژن خواهند مرد.

– دوست من! حرف تو را مي‌فهمم ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شکلي وجود دارد. تو که نمي‌تواني آنها را به آب برگرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يک ساحل نيست. نمي‌بيني کار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي‌کند؟

مرد بومي لبخندي زد و خم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت و گفت: “براي اين يکي اوضاع فرق کرد… !”

——————————————————————————————————-

مهم نیست بهترین و کاملترین چیه، مهم این است که بهترین و کاملترینی که ما می‌توانیم انجام بدیم چیه.

در گزینش نیروی انسانی اینکه فرد مورد نظر چه جوری یاد گرفته مهمتر است از چیزهایی که یاد گرفته .

در حال حاضر که سرمایه‌های انسانی مهمترین‌ها هستند طرز برخورد افراد برای حل مسائل مهم است نه حل کردن مسئله ( یک گره رو هم میشه با دندون باز کرد هم با دست )

همچنین ببینید

استدلال منطقی

استدلال منطقی

    همه‌ دانشمندان می‌میرند و به بهشت می‌روند. آنها تصمیم می‌گیرند که قایم‌‌باشک بازی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *