خانه / داستانهای مدیریتی / شناخت كارمندان

شناخت كارمندان

(+4 rating, 2 votes)
Loading...

کارمندان

 

 

روزي مدير يكي از شركت‌هاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي‌رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه مي‌كرد.

جلو رفت و از او پرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي‌كني؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهي ۲۰۰۰ دلار.»

مدير با نگاهي آشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود ۶۰۰۰ دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود حقوق مي‌دهيم كه كار كنند نه اينكه يكجا بايستند و بيكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالي از جا جهيد و به سرعت دور شد. مدير از كارمند ديگري كه در نزديكيش بود پرسيد: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدير خود به او جواب داد: «او پيك پيتزا فروشي بود كه براي كاركنان پيتزا آورده بود.»

نتيجه اخلاقي:

برخي از مديران حتي كاركنان خود را در طول دوره مديريت خود نديده و آنها را نمي‌شناسند. ولي در برخي از مواقع تصميمات خيلي مهمي را درباره آنها گرفته و اجرا مي‌كنند.

همچنین ببینید

استدلال منطقی

استدلال منطقی

    همه‌ دانشمندان می‌میرند و به بهشت می‌روند. آنها تصمیم می‌گیرند که قایم‌‌باشک بازی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *